تاریخچه قهوه: از جنگلهای اتیوپی تا فنجون شما
قهوهای که هر روز صبح میخورید، یه سفر هزار ساله پشت سرشه. از یه افسانهی عجیب توی اتیوپی شروع شده، از دل صومعههای یمن گذشته، قهوهخونههای استانبول رو شلوغ کرده، و بعد راهی اروپا و بعدش کل دنیا شده. بریم ببینیم این دونهی کوچیک چطور تبدیل به یکی از پرمصرفترین نوشیدنیهای جهان شد.
افسانهی کالدی: شروع همهچیز از یه چوپان
طبق روایتی که قرنها دهانبهدهان چرخیده، ماجرا از قرن نهم میلادی و از منطقهی کافا (Kaffa) توی اتیوپی شروع میشه. یه چوپان به اسم کالدی متوجه میشه بزهاش بعد از خوردن دونههای قرمز یه بوتهی خاص، پرانرژی شدن و شبها خوابشون نمیبره. کالدی خودش هم امتحان میکنه و همون حس رو تجربه میکنه. این ماجرا رو با راهبان یه صومعهی نزدیک در میون میذاره و اونها هم شروع میکنن از این دونهها برای بیدار موندن توی نمازهای شبانه استفاده کنن.
این داستان بهعنوان یه افسانه شناخته میشه نه یه سند تاریخی قطعی؛ ولی نکتهی جالب اینه که خاستگاه واقعی قهوه هم دقیقاً همون منطقه است. گیاه قهوه بهطور طبیعی در جنگلهای ارتفاعات اتیوپی میروییده و همینجا هم بوده که برای اولین بار توسط انسان کشف و استفاده شده.
از اتیوپی به یمن: جایی که قهوه واقعاً «قهوه» شد
نوشیدن قهوه به شکلی که امروز میشناسیم -یعنی دمکردن دونههای برشتهشده- برای اولین بار توی یمن و توسط صوفیها شکل گرفت، احتمالاً حدود قرن پانزدهم میلادی. بندر موکا (Mocha) در یمن به یکی از مهمترین مراکز تجارت قهوه دنیا تبدیل شد؛ اونقدر مهم که اسمش همین الان هم روی یه نوع قهوه مونده.
از یمن، قهوه راهش رو به مکه و مدینه باز کرد و بهسرعت در بین زائران حج پخش شد. همین باعث شد قهوه خیلی زود از مرزهای عربستان بیرون بزنه و به قاهره، دمشق و بغداد برسه.
قهوهخونهها: جایی که قهوه تبدیل به یه فرهنگ شد
از قرن شانزدهم به بعد، قهوهخونهها (که بهشون «قهوهکان» هم میگفتن) توی شهرهای بزرگ عثمانی مثل استانبول همهگیر شدن. این مکانها فقط جای خوردن قهوه نبودن؛ محل بحث سیاسی، شعرخونی، شطرنج و معاشرت اجتماعی بودن. همین ویژگی باعث شد بعضی حاکمان از قهوهخونهها بهعنوان محل خطر برای قدرت خودشون بترسن و حتی چند بار قهوه ممنوع اعلام بشه؛ ولی هیچکدوم از این ممنوعیتها دووم نیاورد.
از اینجا سوالی پیش میاد: چطور نوشیدنیای که یه زمانی ممنوع اعلام میشد، تونست به اروپا راه پیدا کنه و تبدیل به یکی از پایههای اقتصاد جهانی بشه؟
ورود به اروپا و یه شروع پرحاشیه
قهوه در اوایل قرن هفدهم وارد اروپا شد، اول از طریق ونیز که مرکز تجارت با دنیای عرب بود. خیلی از روحانیون مسیحی اون زمان بهش با شک نگاه میکردن و بعضاً بهش لقب «نوشیدنی شیطان» دادن. طبق روایتهای تاریخی، پاپ کلمنت هشتم بعد از چشیدن قهوه اونقدر ازش خوشش اومد که عملاً تاییدش کرد و همین به رواج قهوه در اروپا کمک زیادی کرد.
خیلی زود قهوهخونهها توی لندن، پاریس و وین سر برآوردن. قهوهخونههای لندن اونقدر محل تبادل ایده و خبر بودن که بهشون لقب «دانشگاه یکپِنی» (Penny University) داده بودن؛ چون با یک پِنی میشد وارد شد و ساعتها بحث علمی و اقتصادی گوش داد. جالبه بدونید یکی از بزرگترین بورسهای دنیا هم از دل یه قهوهخونهی لندنی بیرون اومد.
قهوه میرسه به آمریکا و دنیای جدید
کشت قهوه در قرن هجدهم توسط استعمارگران اروپایی به مناطق گرمسیری آمریکای جنوبی و مرکزی، کارائیب و آسیای جنوب شرقی برده شد. برزیل که امروز بزرگترین تولیدکنندهی قهوهی دنیاست، کشتش رو از همین دوره شروع کرد.
در آمریکای شمالی هم یه اتفاق تاریخی به رونق قهوه کمک زیادی کرد: بعد از ماجرای «مهمانی چای بوستون» (Boston Tea Party) و اعتراض به مالیات چای انگلیس، نوشیدن قهوه توی آمریکا بهنوعی نماد وطنپرستی شد و جایگزین چای شد.
موجهای قهوه: از فوری تا تخصصی
تاریخچهی مدرن قهوه رو معمولاً توی چند «موج» توضیح میدن:
• موج اول: دورهی گسترش مصرف انبوه قهوه، از اواخر قرن نوزدهم تا اوایل بیستم، همراه با ظهور قهوهی فوری و برندهای بزرگ.
• موج دوم: از دههی ۱۹۶۰ و ۷۰ میلادی، تمرکز روی کیفیت بیشتر، اسپرسو و فرهنگ کافیشاپ شکل گرفت.
• موج سوم: از اواخر دههی ۹۰ تا امروز، قهوه دیگه فقط یه نوشیدنی نیست؛ به یه محصول تخصصی با تمرکز روی مبدأ دونه، روش برداشت، فرآوری و روستریهای کوچیک تبدیل شده. دقیقاً همون فضایی که ما هم توی چری بهش تعلق داریم.
چرا این تاریخچه برای ما مهمه؟
وقتی میدونیم قهوه از یه بوتهی کوچیک توی جنگلهای اتیوپی شروع شده و بعد از قرنها سفر، تبدیل به یکی از پیچیدهترین و لذتبخشترین صنایع غذایی دنیا شده، فنجون قهوهای که دستمونه یه معنای دیگه پیدا میکنه. همون چیزی که ما توی چری سعی میکنیم توی هر بسته و هر برشت رعایتش کنیم: احترام به این تاریخچهی طولانی، از دونه تا فنجون.